چراغ

بیژن شهرامی

چراغ

بیژن شهرامی

آن که شب های مرا مهتاب داد
روز اول گفت بابا آب داد

آخرین مطالب

قصه یک ضرب المثل قدیمی

دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۱۶ ب.ظ

کشاورزی باقلی فراوانی خرمن کرده کنار جاده آورده و بعد از ساعتی همانجا خوابش برد. شخصی که کارش زورگویی و دزدی بود گونی آورده و شروع به پر کردن آن کرد.
کشاورز بیدار شد و با دزد گلاویز شد. دزد صاحب باقلی را به زمین کوبید و روی سینه‌اش نشست و گفت:
من میخواستم یک گونی باقلی ببرم، حالا که اینجور شد می کشمت و همه را می برم. صاحب باقلی که دید زورش نمیرسد گفت:
حالا که پای جون تو کاره، برو خر بیار باقلی بار کن....

  • ع ش

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی