چراغ

بیژن شهرامی

چراغ

بیژن شهرامی

آن که شب های مرا مهتاب داد
روز اول گفت بابا آب داد

اسم اعظم

يكشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۶، ۰۲:۱۵ ب.ظ

مردی از دیوانه ای پرسید؛
اسم اعظم خدا را می دانی؟
دیوانه گفت:
نام اعظم خدا "نان" است،
اما این را جایی نمی توان گفت!
مرد گفت؛
نادان شرم کن،
چگونه نام اعظم خدا نان است؟
دیوانه گفت؛
در مدتی که قحطی نیشابور
چهل شبانه روز طول کشید
من همه جا می گشتم
دیگر نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم
و نه درب هیچ مسجدی را باز دیدم،

از آنجا بود که دانستم نام "اعظم خدا"
و بنیاد دین و مایه اتحاد مردم نان است!

  • ع ش

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی