چراغ

بیژن شهرامی

چراغ

بیژن شهرامی

آن که شب های مرا مهتاب داد
روز اول گفت بابا آب داد

۱۴۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

خلیج فارس

شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۱۰ ب.ظ

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی، رییس دفتر مقام معظم رهبری، در وصف خلیج نیلگون فارس و گرامی‌داشت روز ملی این پهنه آبی ایرانی، شعری سروده است. به گزارش مشرق، متن کامل شعر حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی درباره خلیج فارس به شرح زیر است:
 

به مکر و خدعه کجا می‌شود، ز مام جدا

که پارس، پهنه دریادلان و شیران است
 

خلیج فارس چگونه شود خلیج عرب

که هر که گفت چنین، مبتلا به هذیان است
 

بگو به سِفله نادان، که عِرضِ خویش مَبَر

که شیرِ شرزه، کجا بیمش از شغالان است

 
چگونه منکر نام بلند فارس شود

بر این خجسته لقب، صد دلیل و برهان است

 
مگر نمی‌شنود بانگ فارس از موجش

به بخت دولت ایرانی‌اش، خروشان است

 
تلاطمی که به پهنای خود برانگیزد

نشانِ خشم وی از مکر بدسگالان است

 
کسی که خانه و خوانش، طفیل بیگانه است

 خیالِ خامِ وی از فکرت پریشان است

 
به پاسداری از او، ارتش و سپاه و بسیج

به مرز پرگهرش، جملگی به فرمان است

 
به یک اشارت رهبر، امیرلشکر عشق

 بنای کاخ ستم از اساس ویران است

 
اگر که سخت بُوَد عبرت از قرون سَلَف

 مرور قصه صَدّامیان که آسان است

 
نبوده است ز نسل عجم ابوسفیان

 مسلّم است که فرزند آل قحطان است

 
نبوده است ز ایرانیان یکی بوجهل

 شناسنامه ما بوعلی و سلمان است
 

مباد خالی از این نام "علو یا" هرگز

خلیج فارس که فرزند مام ایران است

  • ع ش

پیرانشهر زیبا

شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۰۱ ب.ظ


  • ع ش

روستایی روی ابرها

شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۴۲ ب.ظ

روستای فیلبند یکی از زیبا‌ترین روستا‌های مناطق جنوبی بابل و آمل است که مسیر دسترسی به آن از جاده هراز، 25 کیلومتری جنوب آمل به سمت شرق و به سمت سنگچال جدا می‌ شود. آب و هوای این روستا به گونه ای است که پیش بینی های هواشناسی در مورد آن اصلا قابل اعتماد نیست و در یک روز ممکن است شاهد چندین پدیده جوی باشید و تنها به فاصله چند ساعت هم برف هم باران و هم آفتاب را ببینید.

به گزارش پارسینه ، فیلبند مرتفع ترین روستای ییلاقی حوزه مرکزی مازندران است که در جنوب بابل در بخش بندپی غربی واقع شده است .ارتفاع آن از سطح دریا حدود 2700 مـــتر است. این روستا بر فراز ابر ها قرار دارد به نحوی که اغلب روزها ابر ها همچون دریایی آبی و آرام تا بی کرانه ها چشم را می نوازد و خیره می کند اما زمانی هم که ابر و مه وجود نداشته باشد و هوا به طور کامل صاف و آفتابی باشد، می‌توان از این روستا که در بلندترین نقطه منطقه است به تماشای مناظر اطراف پرداخت که در نوع خود بسیار لذتبخش است.

روستایی رویایی،روستای فیلبند ،تصاویر روستای فیلبند،طبیعت روستای فیلبند،مناطق تفریحی ایران

عکس های روستای فیلبند

روستایی رویایی،روستای فیلبند ،تصاویر روستای فیلبند،طبیعت روستای فیلبند،مناطق تفریحی ایران

عکس های روستای فیلبند




 
روستایی رویایی،روستای فیلبند ،تصاویر روستای فیلبند،طبیعت روستای فیلبند،مناطق تفریحی ایران

عکس های روستای فیلبند


روستایی رویایی،روستای فیلبند ،تصاویر روستای فیلبند،طبیعت روستای فیلبند،مناطق تفریحی ایران

عکس های روستای فیلبند

فیلبند به بام شرقی مازندران نیز معروف است چرا که این روستا در نزدیکی قله 3392 متری اندوار و حصین‌بن واقع شده و با نقاط همجوار خود بسیار تفاوت ارتفاع دارد. در خط الراس نزدیک به قله اندوار و در ارتفاعات جنوبی فیلبند، امامزاده ‌ای بر تارک خط الراس دیده می ‌شود که به امامزاده قاسم معروف است. بقعه سفیدرنگ امامزاده قاسم در ارتفاع 2500 متری دارای یک دالان است که توسط سایبانی فلزی و شیروانی حفاظت می‌شود.

روستایی رویایی،روستای فیلبند ،تصاویر روستای فیلبند،طبیعت روستای فیلبند،مناطق تفریحی ایران

عکس های روستای فیلبند

روستایی رویایی،روستای فیلبند ،تصاویر روستای فیلبند،طبیعت روستای فیلبند،مناطق تفریحی ایران

عکس های روستای فیلبند

زمستان در فیلبند زود آغاز می‌شود و دیر به پایان می ‌رسد و می‌توان گفت نزدیک به هفت ماه سال همه جا پوشیده از برف است و سرمای طاقت ‌فرسایی همه جا را فرا می‌گیرد. این روستا در فصل زمستان به دلیل بارش برف و قطع راه‌ های ارتباطی تقریبا بدون سکنه می ‌شود ولی با شروع فصل بهار و جاری شدن جویبار‌ها و رویش گیاهان خوراکی، بار دیگر زندگی و شور و شوق به منطقه بازمی ‌گردد.

روستایی رویایی،روستای فیلبند ،تصاویر روستای فیلبند،طبیعت روستای فیلبند،مناطق تفریحی ایران

عکس های از طبیعت روستای فیلبند

روستایی رویایی،روستای فیلبند ،تصاویر روستای فیلبند،طبیعت روستای فیلبند،مناطق تفریحی ایران

عکس های از طبیعت روستای فیلبند

جاده فیلبند به سنگچال جاده ای بسیار پر پیچ و خم است که در فاصله 5 کیلومتری این دو روستا اختلاف ارتفاع به 700 متر می رسد. روستای سنگچال نیز زیبایی‌های منحصربه‌ف رد و خاص خود را دارد. منظره سنگچال از جاده منتهی به فیلبند واقعا چشم‌نواز است.

روستای فیلبند,عجایب طبیعی,فیلبند مرتفع ترین روستای ییلاقی

عکس های از طبیعت روستای فیلبند


فیلبند از چشمه های کوچک و بزرگ متعددی بهره مند است چشمه کوچک موسوم به لار دارای املاح معدنی فراوانی است که برای درمان درد کلیه مفید است. گفته می شود که وجود فلوئور کافی در آب چشمه های این منطقه در استخوان بندی مردمش تاثیر بسزایی گذاشته است.

روستایی رویایی،روستای فیلبند ،تصاویر روستای فیلبند،طبیعت روستای فیلبند،مناطق تفریحی ایران

عکس های از طبیعت روستای فیلبند

مسیر دسترسی به روستای فیلبند
برای رسیدن به فیلبند، می‌توانید مسیر 25 کیلومتری آمل ـ هراز را انتخاب کنید که پس از گذشتن از روستای سنگچال‌ به فیلبند می ‌رسید.

پارسینه
  • ع ش


  • ع ش

بدون شرح

شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۲۰ ق.ظ


  • ع ش

شعبان جعفری که بود؟

جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۰۸ ب.ظ

شعبان علی جعفری معروف به شعبان بی مخ فرزند غلامعلی متولد ۱۳۰۰ در سنگلج تهران‌. به دلیل شرارت تحصیل را نیمه کاره رها کرد و به ورزش باستانی روی آورد در سال ۱۳۱۹ به سربازی رفت که به دو دلیل یکی کشته شدن یک عکاس و دیگری ناآرامیهای اشغال ایران در سال ۱۳۲۰ این دوره چهارسال طول کشید. جعفری در۲۱ اسفند ۱۳۲۶ به دلیل برهم زدن نمایش «مردم»(توپاز) به کارگردانی عبد الحسین نوشین (از فعالین حزب توده) به چهره‌ای مطرح نزد دستگاه حاکمه بدل شد و بر سرهمین جریان برای دورماندن از جنجالهای سیاسی وی را یک سال به لاهیجان فرستادند. شعبان در لاهیجان با گردن کلفتی از مردم سلب آسایش می‌کرد. او در آنجا با خانواده‌ای وصلت کرد و همسر خود را به تهران آورد او در این زمان مورد توجه M.I.6 قرار گرفت و برای راه انداختن دارودسته‌ای، از بودجه برادران رشیدیان کمک گرفت. او با کمک گروه اوباش خود در۱۴ آذر ۱۳۳۰ به دفاتر روزنامه‌های چپ گرا نظیر، چلنگر، به سوی آینده مردم و…و دفتر خانه صلح یورش برد. آنجاها را به آتش کشید و تخریب کرد به همین منظور مدتی به زندان افتاد‌. او در مقطعی از دوره زندان با خلیل طهماسبی ضارب سپهبد رزم آرا آشنا شد و طرفدار جمعیت فدائیان اسلام شد.

پس از آزادی در اردیبهشت ۱۳۳۰ مدتی جزء طرفداران ایت الله کاشانی بود و در۳۰ تیر ۱۳۳۱ به طرفداری و حمایت از مصدق وارد صحنه شد. اما در اسفند همان سال پس از شنیدن خبر خروج شاه از کشور به حمایت از شاه با اراذل و اوباش به منزل مصدق حمله کرد و در خانه او را با یک ماشین جیپ از جا کند و به همین سبب دستگیر و تا بعد ازظهر ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در زندان بود. کودتاگران (زاهدی و برادران رشیدی) از استعداد اوباشی‌گری وی در زندان سود جستند و او را به بازی درکودتا گرفتند. شعبان از درون زندان با کمک پروین آژدان قزیه به هدایت چماق داران خود در کودتا پرداخت و خود نیز از بعد ازظهر ۲۸ مرداد مستقیما وارد صحنه شد و نفس کش طلبید او با راه اندازی آشوب  و تظاهرات شاه دوستانه تا دو-سه روز بعد از کودتا جایگاه خود را در نزد شاه تثبیت کرد و از ان پس به یکی از خواص محمد رضا پهلوی بدل شد، و به پاس خدماتش در کودتا، شاه از طریق بانک ساختمانی قطعه زمینی را درشمال پارک شهر به او دست خوش داد تا جعفری در آن باشگاهی بنا کند. کار ساخت این باشگاه سه سال به طول انجامید و توسط محمد رضا پهلوی افتتاح گردید. شعبان بی مخ در۲۲ اسفند ۱۳۲۲ سید حسیین فاطمی را در حالی که نزد عوامل شهربانی اسیر و دست بسته بود با نالوطی‌گری تمام مضروب ساخت. جعفری صبح ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ جرئت حضور در صحنه قیام مردمی را نیافت و فقط نظاره‌گر سوختن باشگاهش درخشم انقلابی مردم بود. اما پس از قتل عام مردم توسط نظامیان و کماندوهای رژیم جعفری نیز با کمک یاران اوباش خود شهر را به قرق خود درآورد.

Shaban_Jafari

جعفری به عنوان یکی از مقربین دربار شاه، در طول حکومت پهلوی سفرهای زیادی به اسرائیل ، ژاپن ، ترکیه و اروپا کرد او قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به خارج ازکشور گریخت‌. مدتی در اسرائیل به سر برد، سپس به سپهبد بهرام آریانا پیوست تا با کمک تعدادی دیگر از وابستگان رژیم شاه، افرادی را به دور خود جمع کنند و ارتشی را شکل دهند!و به مقابله با جمهوری اسلامی برخیزند، که از ابتدا طرح آنها با شکست مواجه شد. شعبان به دلیل نداشتن سواد و معلومات کافی نتوانست در خارج از کشور بروز و ظهوری از خود نشان دهد و نزدیک به دو دهه در آوارگی به سر برد تا آنکه در لس آنجلس امریکا ساکن شد. او خاطرات خود را برای هما سرشار در۱۹۹۹ بازگفت. وی در  ۲۸ مرداد ۱۳۸۵ در سنتا مونیکا، کالیفرنیا درگذشت. 

خاطرات عزت شاهی-تدوین محسن کاظمی ص ۱۹۵-

  • ع ش

آیت الله مسعودی خمینی:

 یک روزی نگاهم افتاد به گنبد، گفتم بروم بالای پشت بام گنبد، ببینم چه خبر است! رفتم بالا، متوجه شدم که این پوسته روی گنبد که طلایی است، از پوسته زیری، یک مقدار فاصله گرفته و ممکن است خراب بشود، خیلی نگران شدم، آمدم معاون اداری مالی را خواستم و گفتم که این گنبد را شما به یک نفر بگو برآورد کند و ببیند که اگر تمام این را برداریم و از نو طلا کنیم و درست کنیم، چقدر خرجش است؟ چقدر زمان می برد؟ و چقدر طلا می خواهد؟

ایشان با یکی از استادهای فن مهندسی رفتند بررسی و ارزیابی کردند؛ گزارش دادند که۲۴۰ کیلو طلا و ۲۵ تن مس می خواهد، حدود ۴۰۰، ۵۰۰ میلیون تومان هم دستمزد دارد و چهار سال هم کار نیاز دارد تا این را برداریم و از نو به تمام معنا با فن امروزی طلا کنیم. من به ایشان گفتم: ما که پولش را نداریم، چهار میلیارد تومان پول می خواهد، چهارصد، پانصد میلیون تومان هم دستمزد می خواهد، چهار سال هم که وقت می خواهد، که من، نه عمرش را دارم نه پول را؟ پس رهایش می کنیم! ولش کنید!! هرچی خدا خواست.

بیست و چهار ساعت یا شاید یکی دو روز گذشت، رفتم خدمت آیت اللّه العظمی بهجت، به محض این که وارد شدم، آقای بهجت به من فرمودند:«چرا این گنبد را درست نمی کنید؟! این گنبد دارد خراب می شود!» من با خودم گفتم مگر ایشان رفته بالای گنبد و دیده که دارد خراب می شود؟! نرفته است که، کسی هم که دیروز تابحال به ایشان خبر نداده که گنبد دارد خراب می شود.

در همین حین ایشان فرمودند: «بله! این گنبد را شما درست کنید. این گنبد دارد خراب می شود و خدا پولش را هم می رساند.» بعد فرمودند: «خدا عمرش را هم می دهد!» بدون این که ما یک کلمه صحبت بکنیم، گفتم چشم آقا انشاءاللّه، اما در فکر خودم این بود، من که پول ندارم، چهار میلیارد پول می خواهد، ۲۴۰ کیلو طلا می خواهد، نمی دانم چقدر پول مزد می خواهد و اینها، گفتم چشم آقا! چشم! ایشان یک وقت صدا کردند: «علی آقا! پنج میلیون تومان بدهید به ایشان برای طلاکاری گنبد،» من در دل خودم گفتم: ما چهار میلیارد تومان پول می خواهیم، آقا پنج میلیون تومان می دهد! چه تناسبی دارد؟! آقا فرمودند: «علی آقا! پنج میلیون تومان دیگر هم به ایشان بدهید، ده میلیون تومان برای خرج گنبد” خوب ما آمدیم و ایشان هم ده میلیون تومان به حساب آستانه ریختند برای نوسازی گنبد.

من به حرم آمدم و با خود فکر می کردم که آخر ما که پولی نداریم و با ده میلیون تومان نمی توانیم کار کنیم. دو سه روزی گذشت؛ علی آقای بهجت زنگ زد و گفت: آقا می فرمایند بیایید اینجا. من رفتم پیش ایشان، فرمودند: «چرا شروع نمی کنید گنبد را؟! خراب است درستش کنید دیگر!« عرض کردم:آقا! آخر با ده میلیون تومان؟!» ایشان فرمودند: خدا پولش را می رساند، کار درست می شود. گفتم: چشم آقا! من متوجه شدم که قطعاً یک راهی هست و این انجام خواهد شد.

ما در حدود دو سه سال قبل از آن، قطعه زمینی در تهران شراکتی خریده بودیم که بسازیم و بفروشیم تا اگر منافعی داشت بیاوریم در حرم صرف کنیم. این ساختمان نیمه تمام مانده بود و ما پول نداشتیم که خرجش کنیم، کسی هم آن را نمی خرید. من نشسته بودم که یک آقایی از تهران زنگ زد گفت: «آقا من شنیدم که شما یک ساختمان نیمه تمام دارید. من آماده ام برای خریدش که بگیرم تمامش کنم.» ما هم که از خدا می خواستیم این کار بشود، گفتم خیلی خوب. آمد، صحبت کردیم و ایشان بالاخره این جا را خریدند و هشتصد میلیون تومان سهم شراکت ما شد که به آستانه بدهد، و بنا شد که امور محضری و قانونی اش انجام شود و پول را به حساب آستانه بریزند.

به آقای رئیس جمهور وقت که آقای خاتمی بود، زنگ زدم و گفتم: که ما می خواهیم طلای گنبد را عوض کنیم؛ شما دستور بدهید به بانک مرکزی، ۲۴۰ کیلو طلا به ما بدهند و از ما سود نگیرند و با همان قیمتی که خریدند به ما بدهند. ایشان گفتند شما باید بروید پیش آقای نوربخش رئیس کل بانک مرکزی، من رفتم پیش ایشان گفتم: ما ۲۴۰ کیلو طلای بیست و چهار عیار برای ساخت گنبد می خواهیم، آقای خاتمی هم گفتند بیاییم پیش شما. ایشان گفت: من با آقای خاتمی صحبت کنم اگر ایشان دستور بدهد، من انجام می دهم. بعد از دو سه روز زنگ زدند که برای شما ۲۴۰ کیلو طلا کنار گذاشتیم و هشتصد میلیون تومان پولش می شود! دقت کنید، جریان ها را، من واقعاً یک مقداری تکان خوردم که جریان چی هست؟! و از کجا این ها درست می شود؟ به آن آقا زنگ زدم که پول ما چی شد؟ گفت پول شما آماده است. گفتم بریز به حساب بانک مرکزی! اصلاً ما پول نگرفتیم و آن ها هشتصد میلیون تومان را ریختند به حساب بانک مرکزی بابت ۲۴۰ کیلو طلا.

خوب این طلا، حالا پول کارگری را از کجا بیاوریم؟! یک آقایی به من زنگ زد گفت که هرچه مزد این جا باشد من می دهم، گفتیم حدود ۵۰۰ میلیون تومان می شود. گفت هرچی می خواهد باشد، و ۵۰۰ میلیون تومان ریخت به حساب آستانه. فکر کردیم که خوب دیگر حالا کار درست است، ۱۰۰ میلیون تومان از این را برداشتیم بردیم تجهیزات خریدیم. گفتند: یک استاد طلاکاری در مشهد هست که گنبد حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را طلاکاری کرده و در این جهت استاد است. ما به ایشان زنگ زدیم که ما می خواهیم این کار را کنیم، شما بیا این جا استادکاری کن، گفت من در پیشگاه حضرت علی بن موسی الرضا کار می کنم و نمی توانم این جا را رها کنم، من این جا رسمی هستم. دو سه روز گذشت که خود ایشان به نام آقای پاکدل که الان هم این جا هست، زنگ زد گفت: من بازنشسته شدم! من نمی دانم آقای بهجت مثل این که همه این ها را می دیده؛ (این ها را که من می گویم، در ظرف بیست روز الی یک ماه درست شده) خوب ایشان آمد و چهار سال وقت پیش بینی شده برای انجام این کار، شد دو سال و دو سه ماه، و این گنبد را که می بینید از نو، مس جدید و طلای جدید با آبکاری جدید، ۲۴۰ کیلو طلا روی این گنبد طلاکاری شده، دو سال و نیم هم بیشتر طول نکشید.

  • ع ش

پری کوچولو

جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۰۱ ق.ظ


  • ع ش

نماز در کوره پزخانه

جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۵۹ ق.ظ


  • ع ش

پری بلنده که بود؟

جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۴۵ ق.ظ

سکینه قاسمی مشهور به «پری بلنده» از اوباش مشهور در ساقط کردن دولت مصدق بود که پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 در ایران، در 21 تیر 1358 به اتهام فساد فی‌الارض، اعدام شد.
وی از جمله افراد فعال ـ سلطنت طلب‌های چاقوکش، ارازل و اوباش ـ در کودتا، که در بسیج توده‌های نا‌آگاه مردم علیه دکتر مصدق نقش مهمی داشت.
متاسفانه اطلاعات زیادی از زندگی او وجود ندارد ولی از عومل سرکوب رژیم شاهنشاهی بود که به همراه شعبان جعفری مشهور به شعبان بی‌مخ در در بازگرداندن «محمد رضا پهلوی» به قدرت و ساقط کردن دولت مصدق به خوبی ایفای نقش کرد. همچنین وی یکی از مشهور‌ترین زنان اوباش تهران بود که باندهای گسترده‌ای در اغفال دختران روستایی و به کار گیری آنان در خانه‌های فساد خود داشت.
او زنی شاه‌دوست و دیکتاتورطلب بود که باند مافیایی فحشا و فساد را در طول ده‌ها سال رهبری می‌کرد. پری بلنده چندین خانهٔ فساد در محلهٔ بدنام تهران «شهر نو» و منازل متعددی در سایر نقاط تهران داشت و از طریق تهیه کردن مواد مخدر و دخترکان کم سن و سال برای محافل مقامات دولتی و دربار ستمشاهی، سر و سری هم با رجال به هم زده و به قول معروف دارای تیغ برنده‌ای بود!


سکینه قاسمی؛ زنان و دختران زیادی را به فساد و گمراهی کشاند، بخصوص دختران روستایی که از سواد کمتری برخوردار بودند. عوامل باند پری بلنده؛ زنان و دختران روستایی را می‌ربودند و یا اغفال می‌کردند و به «شهر نو» منتقل می‌کردند.
بازی روزگار اما چنان بود که «پری بلنده» که نقش مهمی در سرنگون کردن دولت محمد مصدق ایران داشت، پس از دو دهه از وقوع کودتای 28 مرداد و با وقوع انقلاب اسلامی، به حکم قاضی شرع انقلاب، به جرم فساد فی الارض اعدام شد.

قطعه ۴۱ محدودهٔ آثار به‌جا مانده از قبر سکینه قاسمی در بهشت زهرا.
  • ع ش