چراغ

بیژن شهرامی

چراغ

بیژن شهرامی

آن که شب های مرا مهتاب داد
روز اول گفت بابا آب داد

ادا

جمعه, ۵ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۴۶ ب.ظ

از کوله های کهنه غذا در می آوریم
خب راستش ادای تو را در می آوریم
در روزگار سرد و کسل کنج عافیت
شمشیر از غلاف خدا در می آوریم
ما بی نماز ترین ها سر نماز
خود را به شکل مرد گدا در می آوریم
انگشتر عقیق تو را در می آوریم
اشک تو را اگرچه جدا در می آوریم
این شور و عشق و شعر و شعاری که بین ماست
از بی بهانگی ست ادا در می آوریم
در بین خطبه های تو شمشیر می کشیم
در موسم جهاد عصا در می آوریم
گیسو به خون خضابی محراب عدل و داد
ما نیز کیسه های حنا در می آوریم
کشکول و نام وتیغ تو در قهوه خانه ها
در خلسه ها دلی ز عزا در می آوریم
با ذکر یا علی مددی دست می دهیم
دستی که سرد پیش برادر می آوریم
صبر و سکوت تو مولا شکستنی ست
ما عاقبت صدای تو را در می آوریم

مسعود دیانی

  • ع ش

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی