چراغ

بیژن شهرامی

چراغ

بیژن شهرامی

آن که شب های مرا مهتاب داد
روز اول گفت بابا آب داد

۱۸ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

مسجد صورتی در فیلیپین

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۷:۴۰ ق.ظ


  • ع ش

این ماجرا را به کسی نگو

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۴۸ ب.ظ

مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند. بادیه نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد.

حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه نشین تعویض کند. بادیه نشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، باید به فکر حیله ای باشم. روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری می کرد، در حاشیه جاده ای دراز کشید. او می دانست که مرد با اسب خود از آنجا عبور می کند. همین اتفاق هم افتاد... مرد با دیدن آن گدای رنجور، سرشار از همدردی، از اسب خود پیاده شد به طرف مرد بیمار و فقیر رفت و پیشنهاد کرد که او را نزدیک پزشک ببرد.

مرد گدا ناله کنان جواب داد: من فقیرتر از آن هستم که بتوانم راه بروم. روزهاست که چیزی نخورده ام و نمی توانم از جا بلند شوم. دیگر قدرت ندارم. مرد به او کمک کرد که سوار اسب شود. به محض اینکه مرد گدا روی زین نشست، پاهای خود را به پهلوهای اسب زد و به سرعت دور شد. مرد متوجه شد که گول بادیه نشین را خورده است. فریاد زد: صبر کن! می خواهم چیزی به تو بگویم. بادیه نشین که کنجکاو شده بود کمی دورتر ایستاد. مرد گفت: تو اسب مرا دزدیدی. دیگر کاری از دست من برنمی آید، اما فقط کمی وجدان داشته باش و یک خواهش مرا برآورده کن: «برای هیچ کس تعریف نکن که چگونه مرا گول زدی...»

بادیه نشین تمسخرکنان گفت: چرا باید این کار را انجام دهم؟! مرد گفت: چون ممکن است زمانی بیمار درمانده ای کنار جاده ای افتاده باشد. اگر همه این جریان را بشنوند، دیگر کسی به او کمک نخواهد کرد...

  • ع ش

تقصیر

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۴۶ ب.ظ

آورده اند که: «دزدی شبانگاه به طویله کشاورزی زد و همه گاوهایش را به سرقت برد. بامداد مردم از ماجرا با خبر شده، پیرامون کشاورز گرد آمدند و طبق معمول به اظهار نظر پرداختند. یکی گفت: تقصیر همسرت بود که در را خوب نبسته بود. دیگری گفت: تقصیر پسرت بود که سگ را بسته بود. سومی گفت: تقصیر خودت بود که کنار گاوهایت نخوابیدی. مرد بیچاره که در میان این اظهار نظرهای کارشناسانه گیج و مبهوت شده بود، گفت: شما که همه تقصیر را گردن ما انداختید، پس حتماً دزد بی تقصر است.

  • ع ش

نان و یخ

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۴۵ ب.ظ

نان و یخ

آورده اند که: «بیماری نالان نزد پزشکی شتافت و گفت: آقای دکتر، به فریادم برسید که از درد مُردم. دکتر هر چه معاینه کرد، بیماری ای در او نیافت. پس به او گفت: کجایت درد می کند؟ بیمار گفت: ریشم. دکتر با تعجب پرسید: مگر چه خورده ای؟ بیمار گفت: نان و یخ.

دکتر خشمگین شد و به بیمار گفت: از مطب بیرون رو که نه دردت به آدمیزاد ماند و نه غذا خوردنت.»

  • ع ش

قصه یک ضرب المثل قدیمی

دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۱۶ ب.ظ

کشاورزی باقلی فراوانی خرمن کرده کنار جاده آورده و بعد از ساعتی همانجا خوابش برد. شخصی که کارش زورگویی و دزدی بود گونی آورده و شروع به پر کردن آن کرد.
کشاورز بیدار شد و با دزد گلاویز شد. دزد صاحب باقلی را به زمین کوبید و روی سینه‌اش نشست و گفت:
من میخواستم یک گونی باقلی ببرم، حالا که اینجور شد می کشمت و همه را می برم. صاحب باقلی که دید زورش نمیرسد گفت:
حالا که پای جون تو کاره، برو خر بیار باقلی بار کن....

  • ع ش

خاک شیر!

چهارشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۶:۵۳ ب.ظ


  • ع ش

تفاوت خودکشی(کاریکاتور)

سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۱۶ ب.ظ


  • ع ش

همت موران

شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۵۴ ب.ظ

مور با همّت

موری را دیدند به زورمندی کمر بسته, و ملخی را ده برابر خود برداشته. به تعجب گفتند:"این مور را ببینید که با این ناتوانی باری به این گرانی چون مى کشد؟" مور چون این سخن بشنید بخندید و گفت:"مردان, بار را با نیروی همّت و بازوی حمیت کشند, نه به قوّت تن و ضخامت بدن"،

  • ع ش

فلانی سگه و...

جمعه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۳۴ ب.ظ

ماجرای رضا سگه و شهید چمران                                                                                                                                                                                      هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!!

یک روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.

شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“

رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!

چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!

به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......!

مدتی بعد....

شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد....!

چند لحظه بعد با دستبند، رضارو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“

رضا شروع کرد به فحش دادن. (فحشای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود!

وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد:

”آهای کچل با تو ام.....! “

یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“

رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد!!!!

چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید.....!“

چمران و آقا رضا تنها تو سنگر...

رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟! کِشیده ای، چیزی؟!!

شهید چمران: چرا؟!

رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده....!

تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه.....

شهید چمران: اشتباه فکر می کنی.....! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده!

هِی آبرو بهم میده.....

تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می کردی ولی اون بهت خوبی می کرده.....!

منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …!

رضا جا خورد!....

... رفت و تو سنگر نشست.

آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمی رفت، زار زار گریه می کرد!

تو گریه هاش می گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟؟؟؟

اذان شد.

رضا اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت.

... سر نماز، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!

وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد. پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمین افتادن اومد.....

رضارو خدا واسه خودش جدا کرد......! (فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش)

یه توبه و نماز واقعی

  • ع ش

راز تولید نور در کرم شب تاب

پنجشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۴۵ ب.ظ

دانشمندان پیشتر بر این عقیده بودند که کرم شب تاب با تولید نور شفقی فسفری شان موجب جلب توجه جنس مخالف برای جفتگیری و یا صید برای شکار می‌شوند. اما تحقیقاتی که اخیرا توسط گروهی از محققین انجام شده است نشان می‌دهد که کرم‌های شب تاب از نوردهی به عنوان یک سیستم دفاعی برای مقابله با شکارچیان استفاده می‌کنند. حشرات دیگر با دیدن نور کرم شب تاب به آنها نزدیک نمیشوند و قورباغه نیز علاقه چندانی به شکار آن ندارد. تحقیقات نشان داده است که حتی اگر کرم شب تاب بر فراز آب پرواز کند، ماهیها و حتی کوسه از آن میترسند و فرار میکنند.

کرم شب تاب,تولید نور توسط کرم شب تاب,علت تولید نور توسط کرم شب تاب

  • ع ش