چراغ

بیژن شهرامی

چراغ

بیژن شهرامی

آن که شب های مرا مهتاب داد
روز اول گفت بابا آب داد

۴۵ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

دنیای زیبا

دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۱۰ ق.ظ


  • ع ش


  • ع ش

مصر صد سال قبل

شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۴۷ ب.ظ

قاهره پایتخت کشور مصر بزرگترین شهر آفریقا و بزرگترین شهر در جهان عرب است که در اواخر قرن نوزدهم میلادی در مسیر نوسازی و مدرن شدن قرار گرفت و رویای "پاریس عرب" را در سر داشت.

این شهر که در شمال مصر واقع شده، در 165 کیلومتری جنوب دریای مدیترانه و 120 کیلومتری غرب کانال سوئز قرار دارد و یکی از متراکم ترین شهرهای جهان از نظر جمعیت است. در همسایگی غربی قاهره شهر باستانی "جیزه" و گورستان قدیمی "ممفیس" و اهرام ثلاثه وجود دارد. این شهر به خاطر معماری اسلامی به شهر هزار مناره معروف است.

قاهره در طول تاریخ هزار ساله‌اش پایتخت خاندانهای بزرگ پادشاهی مصر در قرون وسطی و بعدها منطقهٔ تحت استعمار بریتانیا بوده ‌است تا اینکه اسماعیل پاشا پس از آنکه در سال 1863 به حکومت مصر رسید پروژه نوسازی را با هدف تبدیل قاهره به "پاریس عربی" آغاز کرد. اسماعیل این ایده را در نمایشگاه بین المللی پاریس و پس از دیدار با معمار و شهرساز معروف فرانسوی "جرج هوسمان" و تحت تاثیر او دنبال کرد و تصمیم به نوسازی پایتخت مصر گرفت.

از آنجا که طرح هوسمان در پاریس، شامل احداث بلوارهایی در بافت موجود شهر و خارج از مرکز شهر بود، "علی مبارک" طراح قاهره نیز پروژه شهرسازی گسترده ای را پیشنهاد داد که همزمان به تجدید حیات و بازسازی هسته تاریخی شهر و گسترش و توسعه آتی آن توجه داشت.

خط توسعه شهر از سمت غرب و به سوی کرانه رود نیل بود. در طرح توسعه شهر زمین های پست کرانه رود نیل که در معرض طغیان سالانه رود بود نیز مورد توجه قرار گرفت و خط توسعه در مجاورت آن شکل یافت. در طرح جدید منطقه نو میان هسته تاریخی شهر و کرانه رود نیل به عنوان بخش اروپایی شهر قاهره پیش بینی شده بود.  

میدان اسماعیلیه مرکز بخش اروپایی شهر بود که در 1954 به میدان التحریر تغییر نام یافت و همچون الگوی پاریسی خود تقاطع خیابان های شرقی، شمالی و جنوبی قاهره بود که در غرب، منتهی به پل "قصر النیل" می شد. بخش اروپایی شهر، از اواخر قرن نوزدهم تبدیل به محل سکونت فرانسوی ها و انگلیسی های مقیم قاهره شد. همچنین این بخش مرکز بسیاری از نهادهای اجتماعی شهر همچون سازمان های دولتی، موزه مصر باستان، دانشگاه آمریکایی قاهره و موزه هنرها بود. اسماعیل 16 سال پس از رسیدن به قدرت از دنیا رفت و پروژه او نیمه تمام ماند. عکس های زیر که عکاس و شرق شناس امریکایی "اریک ماتسون" در سفر به قاهره برداشته یکی از معدود مجموعه ها از وضعیت این شهر حدود سال 1900 میلادی و چند دهه پس از آغاز نوسازی عصر اسماعیل پاشا است.







































منبع : فرادید 
  • ع ش


  • ع ش

برای شریعتی

شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۳۴ ب.ظ


...خفتی چرا؟ اینک نه وقت خفتن توست
ای بحر دانش، موسمِ آشفتنِ توست

وقت هنر آموزی و دُر سفتن توست
گاهِ سخن پردازی و حق گفتن توست

خفتی؟ شگفتا عاقبت آرام خفتی
فارغ ز رنج و محنت ایام خفتی

ای طایر قدسی رها از دام خفتی
خفتی دریغا حسرتا مادام خفتی

هرگز نخوابد همچو تو دانای دردی
دانشوری، شور آفرینی، رهنوردی

گُردی، دلیری، سخت کوشی، یکه مردی
انسان نوازی، چاره سازی، اهل دردی

هرگز نخوابد چون تو امید آفرینی
اندیشمندی، نقش بندی، تیز بینی

سُتوار گامی، قهرمان بی قرینی
دردآشنایی، رهنمایی، ره گزینی

هرگز نخوابد چون تو استادی یگانه
ای از بر دیوان هستی صد نشانه

ای پهنه ی اندیشه ی تو بی کرانه
تو جاودانه مُردی آری جاودانه

تا صبح رستاخیز ای جان زنده اَستی
آن جاودانه چشمهی زاینده اَستی

تا مهر تابد بر فلک تابنده اَستی
فرزانه ای، سازنده ای، پاینده اَستی...

حمید سبزواری

  • ع ش

دستگیری

شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۵۷ ب.ظ

صدسال ره مسجد ومیخانه بگیری
عمرت به هدررفته اگردست نگیری
بشنو سخن نغز تو از پیر خرابات
هردست که دادی به همان دست بگیری

  • ع ش

ملکه رنجبر چه گفت؟

جمعه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۰۱ ب.ظ

ملکه رنجبر: می‌ترسم به تشییع جنازه‌ام هم نیایند

ملکه رنجبر گفت: من را فراموش نکنید. سالهاست که در تلویزیون برنامه اجرا کردم و این تقدیرنامه هایی که دارم نتیجه ۷۰ سال فعالیتم در حوزه تئاتر و تلویزیون است.
به گزارش مشرق، ۷۷ سال سن و ۷۱ سال سابقه بازیگری دارد؛ اما ایستادن بر سکوی چنین افتخار بزرگی مانع از آن نشده که در فَلَـک فراموشی ما چرخ بخورد و هزارها سال نوری با سپاسگزاری‌ ما فاصله بگیرد. او این روزها به شکل غمباری مصداق نامش شده؛ ملکه رنجبر.

بانویی که نیمی از تاریخ سینمای ایران را بدرقه کرده و به اینجا رسانده است اما خاموشی جهان دور و بر، حالا با او کاری می‌کند که بگوید؛ [از بس دارو خورده‌ام خسته شدم و نمی‌دانم چرا نمی‌میرم؟ من منتظر مرگ هستم و می دانم دیگر خوب نمی شوم]

این وداع مناسبی نیست، چنین ادبیاتی از فراموش شدگی می‌آید و از بی محبتی کسانی که دوستشان داشتی و یک عمر برای آن‌ها نقش عوض کردی، اما حالا حالی از تو نمی‌پرسند.

ملکه رنجبر در شش سالگی نقش «کوزت» رمان «بی‌نوایان» را در تئاتر شهر روی صحنه برد و طی این سال‌ها در ده‌ها پروژه سینمایی و نمایش صحنه‌ای و رادیویی حضور داشت. او در تلویزیون هم برای امثال اصغر فرهادی، کیانوش عیاری، محمدرضا هنرمند، مرضیه برومند، خسرو معصومی و... جلوی دوربین رفت و بیشتر از سیصد شب با طنز سه گانه‌ی «زیر آسمان شهر» مهمان شادترین لحظات مردمش بود.

بعد از شنیدن خبرهای ناراحت کننده از ملکه رنجبر هنرمند پیشکسوت عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون به همراه دو تن از  بازیگران سینما  و تلویزیون نعیمه نظام دوست و فلور نظری به دیدارش رفتیم تا از نزدیک احوال پرس و جویای حالش شویم.

ملکه رنجبر از وضعیت جسمانی‌اش صحبت کرد، او گفت: از بیماری پارکینسون و دیابت رنج میبرم اما پسرم من را برای درمان به بیمارستان برد و تا حدودی جلوی پیشرفت بیماری گرفته شد اما خودم آنقدر ضعیف شدم که نمیتوانم به راحتی راه بروم.

وی ادامه داد: پسرم دو پرستار برایم گرفته و آنها دائم کنارم هستند. از هنرمندان قدیمی گاهی به من سر میزنند البته چهره‌های جدید هم می آیند، اما من زیاد نمی‌شناسم حتی من را بیرون می‌برند تا حال و هوایم تغییر کند.

این بانوی هنرمند با اشاره به خاطراتش از سریال «زیر آسمان شهر» افزود: شاید نزدیک به دوسال برای این سریال شب تا صبح کار میکردیم. خدا رحمت کند ملک مطیعی را. او هم خیلی برای این کار تلاش می‌کرد، خوشبختانه مردم هم بسیار راضی بودند و تشکر می کردند.

وی با تشکر از همه مردم و هنرمندانی که به دیدنش آمدند، گفت: من اوایل خیلی تنها بودم، پسرم هم ایران نبود اما به خاطر من برگشت. ما زحمت بسیاری کشیدیم امیدوارم این هنرمندان جدید قدردان پیشکسوت ها باشند  و بدانند که چقدر ما تلاش کردیم.

رنجبر از مسئولین درخواستی نداشت و بیان کرد: من نمیتوانم بگویم چیکار کنند. حقوق زیادی هم نمی‌گیرم اما از موسسه پیشکسوتان و آقای قالیباف شهردار تشکر می‌کنم. آنها به من سر می‌زنند و جویای حال من هستند. حتی یک وقتی آقای قالیباف به من گفت من نمیدانستم شما در شهرداری کار می‌کردی و همکار هستیم. من گفتم من الان بازنشسته شهرداری هستم. او هم  برایم لوحی فرستاد.

وی ادامه داد: من نمیتوانم التماس کنم هرکسی دوست دار،د می تواند به دیدن من بیاید. قدمش روی چشمم. فقط امیدوارم قدر قدیمی‌ها را بدانند نه تنها من، بلکه کسانی که برای هنر زحمت کشیدند. بعضی وقتها برخی هنرمندان یک طور خاصی به ما نگاه می‌کنند. ما فقط احترام می‌خواهیم. خیلی ها اصلا به رویشان هم نمی آورند که هنرمندی قدیمی هم هست. می‌ترسم تشییع جنازه‌ام هم نیایند ولی اگر نیایند آن دنیا با آنها قهر می کنم.

این هنرمند پیشکسوت درباره خاطراتش در  تئاتر و تلویزیون گفت: حمل بر خودخواهی نباشد، من نمایشنامه هایی بازی کردم که بعید می‌دانم هنرمندان و چهره‌های جوان  بتوانند این نمایشنامه ها را اجرا کنند. روزهای نخستین که تلویزیون افتتاح شد من، حیدر صارمی، مرتضی احمدی، تابش حضور داشتیم.

وی عنوان کرد: من را فراموش نکنید. سالهاست که در تلویزیون برنامه اجرا کردم و این تقدیرنامه هایی که دارم نتیجه ۷۰ سال فعالیتم در حوزه تئاتر و تلویزیون است.

در ادامه فلور نظری بازیگر که به دیدن ملکه رنجبر آمده بود، اظهار داشت: خانم رنجبر علاوه بر اینکه سابقه ۷۰ سال کار بازیگری را دارند اما هنرمند پیشکسوت و مورد علاقه من و مردم هستند و برای یک هنرمند چیزی مهمتر از این نیست که به او سر بزنند و این هنرمندان دوست دارند تا روزی که زنده اند به صورت تنگاتنگ با مردم در ارتباط باشند.

وی افزود: من کامنت های مردم را که در فضای مجازی برایشان فرستاده بودند و ابراز علاقه به این هنرمند داشتند، برای خانم رنجبر میخواندم ایشان بسیار خوشحال می شوند وقتی میشنوند هنوز مردم دوستشان دارند. همین احترام  برای این هنرمندان کافی است

نظری گفت: وظیفه ارشاد و خانه سینما است که از حال و وضعیت این هنرمندان آگاه باشند و ببینند چه نیازی دارند. حتی بسیاری از آنها نیاز مادی ندارند، بلکه نیاز معنوی دارند و دیدار با آنها به روحیه شان کمک می‌کند.

وی در پایان عنوان کرد: هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون متعلق به یک خانواده بزرگتری از مردم و جامعه هستند که من فکر می‌کنم. جویا شدن از حالشان در این شرایط سنی از همه چیز با ارزشتر است.
  • ع ش

آرامگاه ادیسون و همسرش

پنجشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۳۶ ب.ظ


  • ع ش

بر و بچه های سالی که گذشت

چهارشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۲۱ ق.ظ


  • ع ش

کاریکاتور رسول خادم

سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۱۳ ب.ظ


  • ع ش