چراغ

بیژن شهرامی

چراغ

بیژن شهرامی

آن که شب های مرا مهتاب داد
روز اول گفت بابا آب داد

به نام خدا

 

دکتر احمد آرام





                                                                                بیژن شهرامی

شادروان دکتر احمد آرام پسر مرحوم حاج غلامحسین شال فروش در فروردین ماه سال 1283 خورشیدی در محله "چاله میدان" تهران دیده به جهان گشود،در مدارس دولتی "دانش" و "ترقی" درس خواند و به مدرسه "دارالفنون" راه یافت.او دانش آموخته فیزیک و شیمی بود و از این که دروس فوق بدون فعالیت های آزمایشگاهی تدریس می شدند رنج می برد به همین خاطر دست به نگارش "کتاب کار" زد تا دانشجویان در ایام تعطیلی سال نو فعال باشند.

او در گستره علم آموزی- بر خلاف اسمش- چندان آرام نبود و شاخه به شاخه پریدنش از فیزیک و شیمی به حقوق و سپس پزشکی و رها کردنش در ترم پایانی گواه آن است.

این تلاطم،عاقبت با پهلو گرفتن کشتی وجودش در ساحل تحقیق و ترجمه آرام گرفت تا علاوه بر تألیف چهل جلد کتاب درسی موفق به ترجمه بیش از دویست مورد کتاب و مقاله از زبان های انگلیسی، فرانسه و عربی به فارسی شود که از میان آنها می توان به اثبات وجود خدا(نوشته جان کلوور مونسما)، اندیشه های کلامی شیعی(نوشته مارتین مکدرموت)،تکامل فیزیک(آلبرت انیشتین)،تاریخ تمدن(ویل دورانت) و...اشاره کرد.

استاد احمد آرام پس از 97 سال زندگی پربار در فروردین ماه سال 1377 بدرود حیات گفت و پیکرش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س)آرام گرفت.مقام معظم رهبری به همین مناسبت پیامی به شرح زیر صادر فرمودند:« مرحوم احمد آرام یکی از پیشروان و چیره دستان فن ترجمه در کشور ما است و حق عظیم او در ارائه‌ ترجمه‌ متقن و امین، ستودنی است. فراتر از همه، ایمان عمیق و معرفت روشن آن مرحوم به مبانی دین مبین و انس و ارادت او به قرآن کریم و آثار پیشوایان معصوم علیهم‌السلام و صفا و وارستگی و رفتار مؤمنانه‌ای است که به همه‌ خدمات علمی و فرهنگی، روح و معنویت می‌بخشد و آن را ماندگار و مبارک می‌سازد.»

***

امروز هم رفقا و دوستان احمد به دیدنش آمده اند و از این که می بینند او ترجمه کتاب طب را به پایان نرسانده است تعجب می کنند.

یکی از آنها می گوید:«هنوز تمامش نکرده ای؟»

لبخندی می زند و می گوید:«به امید خدا تمامش می کنم.»

  • «می دانم تمامش می کنی اما چرا این قدر دیر؟»

  • «راستش کتاب، هزار و دویست صفحه ای است.سعی ام هم بر این است که یک کلمه فرنگی هم نیاورم.»

    سر را پایین می اندازد و میهن دوستی اش را می ستاید.

     

     منبع

  • آرام نامه،دکتر مهدی محقق

  • احمد آرام،ابراهیم زاهدی مطلق

  • پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری


  • ع ش

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی