چراغ

بیژن شهرامی

چراغ

بیژن شهرامی

آن که شب های مرا مهتاب داد
روز اول گفت بابا آب داد

بایگانی

شادمانی

جمعه, ۹ مهر ۱۴۰۰، ۰۱:۲۷ ق.ظ

"شادمانی در افراد باهوش کمیاب ترین چیزی است که می شناسم" 

ارنست همینگوی
 

  • ع ش

دعاگویی آهوها

پنجشنبه, ۸ مهر ۱۴۰۰، ۰۸:۴۰ ق.ظ

در یکی از سفر‌های سردار سلیمانی در بحران داعش در عراق که در فصل زمستان صورت گرفته بود، حاج قاسم در شرایطی از عراق تماس گرفت که صدای تیراندازی‌ها به وضوح به گوش می‌رسید و وی در شرایط جنگی قرار داشت.
ایشان در این تماس اظهار داشت که شنیده ام تهران برف سنگینی آمده است. گفتم بله همین طور است.
گفت: با این برف آهو‌هایی که در کوه نزدیک پادگان مقر سپاه وجود دارد حتما برای پیدا کردن غذا پایین می‌آیند. همین امروز به اندازه کافی علوفه تهیه کن و در چند جا قرار بده که آن‌ها از گرسنگی تلف نشوند.
من، چون آن زمان فرمانده بودم سریع اقدام کردم و تا ظهر نظر ایشان را عملی نمودم. با کمال تعجب بعدازظهر مجددا زنگ زد و گفت: چه کردی؟! گفتم دستور فرمانده عملی شد و آهو‌ها دعاگو هستند.

  • ع ش

مداوا

چهارشنبه, ۷ مهر ۱۴۰۰، ۱۰:۰۰ ب.ظ

لقمان حکیم گفت:چندین سال است که با داروهای مختلف انسانها را مداوا میکنم ودراین مدت طولانی به این نتیجه رسیده ام که هیچ دارویی موثرتر و بهتر از محبت نیست...

  • ع ش

ماکارونی

چهارشنبه, ۷ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۲۷ ب.ظ

آن سالها مایه ماکارونی مثل حالا انقدر سوسول نبود که . فلفل دلمه ای نداشت . قارچ و هویج رنده شده و ذرت آب پز هم نداشت .
این مخلفات آن موقع ها یا نبودند یا خیلی لوکس حساب می شد.
اصلا‌انگار خیلی هایشان هنوز اختراع نشده بودند . مایه ماکارونی عبارت بود از پیاز و رب و گوشت چرخکرده . با همه سادگیش اما لعبتی بود برای خودش . مادرم هر وقت ماکارونی می پخت من با یک تکه نان لواشی که‌گذاشته بود کنار برای ته دیگ ، می آمدم کنار گاز و چشمهایم را مثل گربه چکمه پوش گرد می‌کردم که بگذارد لقمه ای مایه ماکارونی بخورم . گاهی که سردماغ بود قد یک لقمه برایم می گذاشت بماند ولی اکثر اوقات می گفت کم است و همه را می زد تنگ قابلمه ماکارونی . من ولی به همان روغن ربی ته ماهیتابه هم قانع بودم که مزه و بوی مایه ماکارونی داشت و چه بسا خوشمزه تر بود از خود ماکارونی و انقدر نان لواش را ته ماهیتابه می مالیدم که نیازی به اسکاچ نبود .
 مادرم بعدها که فهمید می شود از ته ماهیتابه هم استفاده بهینه کرد و مخصوصا وقتی چند بار حین لیس زدن ماهیتابه مچم را گرفت ، موقع دم کردن ، محتویات ماکارونی را چند بار توی ماهیتابه می چرخاند تا همان دلخوشی کوچک من هم شسته بشود و برود به خورد ماکارونی ها . 
گاهی فکر‌می کنم پدر و مادرهای  قدیمی‌ ما را تحریم اقتصادی می کردند ‌.دلم تنگ شده برای آن روزها، هرچه که بود، زندگی آن قدیم ها حال و هوای خوبی داشت .

  • ع ش

برسد به دست الهام علی اف

سه شنبه, ۶ مهر ۱۴۰۰، ۰۴:۴۴ ب.ظ

پس از نبرد سرنوشت ساز چالدران ، سلطان عثمانی از شاه اسماعیل صفوی درخواست کرد که شمشیری را که با آن لوله توپ را به دو نیم کرده بود برای وی بفرستد. شاه اسماعیل دعوت سلطان را اجابت نمود. وقتی که شمشیر به دارالخلافه رسید، سلطان در حضور اعیان و اشراف آن را بر روی لوله توپی آزمود، ولی اثر مطلوب را به دست نیاورد، بنابراین نامه‌ای به شهریار صفوی نوشت و گله کرد که معلوم می‌شود شاه قزلباش یک شمشیر را از برادرش مضایقه کرده‌است. شاه اسماعیل در پاسخ نوشت:

شمشیر همان شمشیر است بازو همان بازو نیست.

  • ع ش

امیدت را از دست نده

دوشنبه, ۵ مهر ۱۴۰۰، ۱۰:۱۰ ب.ظ

هیچ‌وقت امیدت را از دست نده !
شاید آن زمان که امیدت را از دست می دهی ،
دو ثانیه قبل از خوشبختی باشد‌ !

لودیگ

  • ع ش

پاسخ جالب چرچیل

دوشنبه, ۵ مهر ۱۴۰۰، ۱۰:۰۶ ب.ظ

نانسى آستور اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سخت کوشى و جسارت هایش بدست آورده بود.

روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل (نخست وزیر پر آوازه وقت انگلستان) رو کرد و گفت: من اگر همسر شما بودم توى قهوه ‌تان زهر مى ‌ریختم.

چرچیل با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز گفت: من هم اگـر شوهر شما بودم مى ‌خوردمش!

  • ع ش

لبو فروش ساده دل

دوشنبه, ۵ مهر ۱۴۰۰، ۰۱:۰۰ ق.ظ

حجت الاسلام بیرانوند امام جماعت مسجدمان امشب تعریف می کرد پیرمردی ساده دل در قم لبو می فروخت و بعد از هربار گفتن جمله"لبو دارم" با صدای بلند صلواتی هم می فرستاد!

شخصی علت این کار را پرسید و شنید که لبو دارم "کار این دنیایی"است و صلوات "کار آن دنیایی"،مگر نه این که فلان مرجع دینی به من فرمود سعی کن نصف کارهایت برای آخرت باشد.

  • ع ش

غوغای غم

يكشنبه, ۴ مهر ۱۴۰۰، ۱۰:۵۷ ب.ظ

غوغای غم

حبیب اللّه‌ چایچیان(حسان)

بار بگشایید اینجا کربلاست
آب و خاکش با دل و جان آشناست

بر مشام جان رسد بوی بهشت
به به از این تربت مینو سرشت

ماه اینجا واله و سرگشته است
و آن شهاب ثاقب از خود رفته است

اربعین است اربعین کربلاست
هر طرف غوغایی از غم‌ها به پاست

گویی از آن خیمه‌های نیم سوز
خود صدای العطش آید هنوز.

هرکجا، نقشی ز داغ ماتم است
هر چه ریزد اشک در اینجا کم است

باشد از حسرت در اینجا یادها
هان به گوش دل شنو فریادها

تا قیامت کربلا ماتم سراست
حضرت مهدی «حسان» صاحب عزاست

  • ع ش

همسایه نوازی

يكشنبه, ۴ مهر ۱۴۰۰، ۱۲:۴۰ ق.ظ

حجت الاسلام عطایی مدیر پیشین مدرسه علمیه شهرستان کنگاور نقل می کردند که شخصی در قم همسایه علامه حسن زاده آملی شده بود.در اولین برخورد علامه با مهربانی به او فرمود:در این کوچه دو خانه داری یکی خانه خودت و دیگری هم این(اشاره به خانه خود علامه)

  • ع ش